فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

340

تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )

مزهر . و جميع امور ملك كه از مبادى خروج چنگيز الى اليوم از وفور تعدّيات قوم مختلّ گشته و صاف زلال احكام ايمان به خدشهء كدورات ياساى چنگيز خانى « 1 » آغشته ؛ قاضى مرحوم مىخواست كه مطلقا بر نسق شريعت غرّا و نهج ملّت زهرا داير باشد و الحقّ در اين باب اهتمامات به ظهور رسانيد كه كفّهء اعمال خود را از حمل حسنات ثقيل گردانيد . شعر بعيسى ملّة الاسلام أيّد * بعيسى قوّة الايمان [ جدّد ] « 2 » بعيسى ساعد الإسعاد يقوى * بعيسى ميّت الأجداد يحيى بعيسى صفوة التّقوى تصفّى * بعيسى مزمن المرضى يشفّى و [ به بركت ] « 3 » اهتمام آن خلاصهء كرام دست اسلام قوى گشت و رحمت رحمانى ( 179 - پ ) بر عرش عالم انسانى مستوى شد . زلال شريعت از خدشهء بدعت صافى و كدورت « 4 » اهواز از سلسال دين مصفّى ، متجافى گشت . نهال شرع مكرّم شاداب و چمن ستم بىآب نمود . ميزان دين مستقيم و برهان ملّت قويم بود . علماى ديندار مكرّم و فضلاى حكمت شعار منعّم بودند . موازى هزار تومان يا بيشتر به سعى قاضى مرحوم و تعريف و توصيف او افاضل هر مرز و بوم را به بركات نوال حضرت اعلى بر مستحقّان سيورغال ماند . هر چند نشر احسان قاضى عالى شأن نسبت با اين بنده مقتضى آن است كه همچو سوسن در مدايح او زبان گشايم و همچو شمع در انجمن زمن در مناقب او از لكن بيرون آيم . فامّا آنچه مذكور مىشود و محمول بر مبالغه و اطراء نيست ؛ بلكه از قضاياى محسوسهء يقينيّه آن است كه در مقدّمات آن هيچ مانعى را مجال دفعى نيست و در تلقى قبول آن هيچ دافعى را فرصت دفعى نه . و ليكن « 5 » چه سود كه در اواخر آن همه مفاخر و مآثر منقلب به كوادر و عواثر شد و به واسطهء طول مكث و قرب انقراض زمان دولت و وصول روز نكبت بر وجنات

--> ( 1 ) . F : چنگيز . ( 2 ) . PF : جيّد ؛ با توجه به نسخهء K تصحيح شد . ( 3 ) . PF : هرگه ، با توجه به نسخهء K تصحيح شد . ( 4 ) . P : كدورات . ( 5 ) . K : و لاكن .